محمد اعظم خان ناظم جهان
63
قرابادين اعظم ( فارسى )
حقنهء لين كه در سرسام گرم روز هشتم به كار آيد صفت آن جو مقشر نيمكوفته بست درم بنفشه پنج درم سپستان سى عدد عناب ده عدد در سه رطل آب بجوشانند تا بيك رطل آيد نيم رطل از ان صاف نموده ده درم مغز فلوس حل كرده و صاف نموده روغن بنفشه يك اوقيه و نمك سوده يك نيم درم اضافه كرده حقنه نمايند و در انجا كه احتمال مسهل و حقنه نبود و در طبيعت قبض باشد شياف تخم خطمى و بورهء ارمنى و شكر سرخ ساخته به كار برند حقنه كه ليثرغس را كثير النفع است صفت آن شحم حنظل قرطم نيمكوفته كتان تخم و پوست بيخ كبر فودنج دشتى هر يك كفى در سه رطل آب بپزند چون يك رطل بماند صاف كرده نصف رطل ازين گرفته همراه نيم اوقيه ازو حقنه كنند حقنه حاده علوى خان كه در ليثرغس و غيره امراض بلغمى به كار آيد صفت آن برگ چقندر برگ كلم برگ كرفس هر يك يك توله سبوس گندم يك كف بسفايج بادرنجبويه اسطوخودوس قنطوريون دقيق گاو زبان زوفاى خشك تربد سفيد اكليل الملك شحم حنظل عنب الثعلب پرسياوشان بيخ كبر بيخ كرفس بيخ باديان بيخ مهك تخم خرپزه حاشا گل خطمى بنفشه تخم خبازى اذخر افسنتين حليه كمافيطوس كماذريوس سورنجان شيرين هر يك دو مثقال انجير زرد عناب ترمس اصفهانى هر يك ده عدد مويز منقى سپستان هر يك چهل عدد سناى مكى دو مثقال مجموع را در يك نيم من تبريز عرق بادرنجبويه بجوشانند كه به نيمه آيد ماليده صاف نموده خيارشنبر پانزده مثقال شيرخشت ترنجبين گلقند عسلى هر يك ده مثقال ماليده صاف نموده آبكامه رقيق در روغن گل و بابونه هر يك ده مثقال روغن بيد انجير و ناردين و بادام هر يك چهار مثقال ريوند خطائى يك درم بورهء ارمنى و نمك طعام و نمك هندى هر يك يك مثقال سوده سر دارو ساخته به كار برند حقنه كه در سكته بلغمى به كار آيد صفت آن بابونه اكليل الملك حاشا برنجاسف جعده و حسك و شبت و قنطوريون هر كدام يك كف عاقرقرحا قثاء الحمار خربق سفيد و سياه حنظل هر كدام سه درم عرطينثا سداب خشك هر كدام چهار درم تخم بيد انجير كوفته پنج درم نانخواه كرفس هر كدام ده درم همه را در پنج رطل آب بجوشانند تا بيك رطل آيد صاف نموده در نيم رطل آن سكبينج جاوشير مقل از هر كدام نيم درم بورهء ارمنى يك درم روغن ناردين روغن زنبق روغن قسط هر يك يك اوقيه داخل كرده استعمال نمايند حقنه كه در سحج و قرحهء امعا جهت تسكين وجع تأكل قرحه در صورت شدت مغص و درد به عمل مىآيد صفت آن برنج پست جو عدس مقشر هر كدام پانزده درم حب الآس پوست انار ترش هر كدام پنج درم همه را در سه رطل آب بپزند تا بيك رطل آيد صاف نموده نگاهدارند و صمغ عربى كافور سوده گل ارمنى گل قبرسى هر كدام دو درم سفيداب قلعى دم الاخوين اقاقيا هر كدام نيم درم زردهء تخم مرغ در سركهء خمر جوشانيده دو عدد پيه گردهء نيمه گداخته صاف نموده دو درم كوفته از حرير گذرانيده يازده تخم مرغ و پيه گداخته در هاون بيندازند و سحق نمايند تا همه مخلوط شود به آب برنج مذكور اضافه نموده نيمگرم حقنه كنند اين نوع دو بار به عمل آورند كه بغايت مفيدست حقنه كه در قولنج مستعمل صفت آن قنطوريون باريك دو درم بنفشه انيسون نيلوفر گاو زبان باديان پوست بيخ باديان تخم كاسنى پوست بيخ كاسنى عنب الثعلب تخم شبت اسطوخودوس بسفايج فستقى نيمكوفته پرسياوشان هر كدام سه درم سناى مكى پنج درم حلبه اكليل الملك برنجاسف سبوس گندم بابونه هر يك كفى برگ چقندر برگ خطمى هر يك يك دسته همه را در سه رطل آب بجوشانند تا بيك رطل و نيم آيد صاف كرده نمك طعام دو دانگ غاريقون بغربال سائيده نيم درم مغز خيارشنبر ترنجبين شيرخشت شكر سرخ آبكامه روغن گل بنفشه هر يك دو مثقال در ان حل كنند و سه دفعه حقنه نمايند فصل پنجم در حمولات